تفاوت

قدم هایم امروز درخیابان اهسته ترازهمیشه بود تابه حال انقدر تفاوت هاراخوب حس نکرده بودم.منظورم تفاوت های ظاهری انسان هاست.از دید بعضی از رهگذر ها برف یک نعمت است و با شروع زمستان دوباره پی خوش گذرانی های خود می روند چون چرک کف دستانشان زیاد است.اما یک سری از همین ادم های اطرافم تا کوچکترین نشانه ای از سرما را درک می کنند دلشان اشوب می شود.دوباره نم سقف خانه دوباره جیب خالی وبسیار غم هایی که خودشان فقط می دانند.خدایا چرا این چرک کف دست برف را برای عده ای نعمت می کند و برای عده ای هم مصیبت؟من از این همه تفاوت دلم خون شده و بدتر اینکه حتی توان درک این ساده زیستان را ندارم.شاید سعدی ان زمان چشمش را به روی حقایق بسته بود وگرنه بنی ادم را چه به عدالت وانصاف. امروز چقدر ساده گذشتم ازهمه چقدر راحت تفاوت هارا نادیده گرفتم.دلم اشوب شده ازاین بی توجهی.دلم برای سرفه های خودم تنگ شده وابستگی عجیبی به ان ها پیدا کرده ام.بروم....و دوباره صدای سرفه...

بی دل

منبع اصلی مطلب : بی دل
برچسب ها : تفاوت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : تفاوت